مصاحبه با آرمان اردستانی از گروه آوای ملل | از اجراهای غیرمنتظره تا مواجهه با رئیسجمهور اندونزی؛ گزارش محمدحسین صارم از موسیقی ایرانی در خارج از کشور
نویسنده: آرمان اردستانی · 2026/07/24
در این مصاحبه که به قلم محمدحسین صارم با آرمان اردستانی، نوازنده جوان گروه «آوای ملل» انجام شده، به مجموعهای از تجربههای بینالمللی این گروه در اجراهای موسیقی ایرانی در مالزی و اندونزی پرداخته میشود. تجربههایی که فقط به اجرای روی صحنه محدود نمیشود و از شبهای فرهنگی مثل شب یلدا در کوالالامپور تا اجراهای غیرمنتظره در فضاهای رسمی و حتی دیدار با رئیسجمهور اندونزی را در بر میگیرد.
این گفتوگو، روایتی نزدیک از لحظههایی است که موسیقی ایرانی در برخورد با فرهنگهای متفاوت، گاهی باعث شگفتی، گاهی گفتوگو و گاهی حتی کشفهای تازه شده است؛ تجربههایی که نشان میدهد موسیقی، فراتر از زبان و جغرافیا، میتواند به یک زبان مشترک انسانی تبدیل شود.
به گزارش خبرگزاری میزان، گروه موسیقی «آوای ملل» با حضور آرمان اردستانی در قالب برنامههای فرهنگی و هنری خود، اجراهایی را در مالزی (کوالالامپور) و اندونزی (جاکارتا و باندونگ) به صحنه برد که بازتاب گستردهای در فضای فرهنگی و رسانهای داخلی و خارجی داشت. این اجراها که با حمایت نهادهای فرهنگی ایران و در بستر تعاملات هنری بینالمللی برگزار شد، یکی از تجربههای متفاوت موسیقی ایرانی در مواجهه با مخاطبان خارجی به شمار میرود.
در همین چارچوب، محمدحسین صارم در این مصاحبه به سراغ آرمان اردستانی رفته تا از نزدیکترین تجربههای این سفر؛ از اجراهای غیرمنتظره و برخورد با مخاطبان مالایی و اندونزیایی گرفته تا چالشهای فنی، واکنشهای فرهنگی و لحظههای خاص در اجراهای بینالمللی را روایت کند.
1.سوال: بازخورد مخاطبان غیرایرانی در دانشگاه مالایا و گالری هنری کوالالامپور نسبت به ساز سنتور که شاید برایشان ناآشنا باشد، چگونه بود؟ آیا توانستید ارتباط مؤثری با آنها برقرار کنید؟
پاسخ:بله، قطعاً. یکی از خاطرهانگیزترین تجربههای ما در دانشگاه مالایا رقم خورد. جالب اینجا بود که قبل از شروع اجرای «آوای ملل»، چند گروه موسیقی و نمایشی محلی برای استقبال از ما روی صحنه رفتند. اجراهایشان هم ترکیب جذابی از موسیقی و هنرهای نمایشی بود و فضای خیلی خوبی ایجاد کرده بودند.
بعد از اینکه اجرای ما تمام شد و مشغول جمع کردن سازها بودیم، چند نفر از نوازندههای همان گروههای محلی با کنجکاوی به سمت ما آمدند و خواستند ساز سنتور را از نزدیک ببینند. برایشان خیلی جالب بود که این ساز با این ظاهر خاص چطور صدا تولید میکند. حتی چند نفرشان پشت سنتور نشستند و شروع کردند به نواختن.
در همین بین یکی دیگر از دوستانشان هم به تنبک علاقهمند شد و نتیجهاش یک دونوازی عجیب، بامزه و کاملاً بداهه با سنتور و تنبک بود! شاید از بیرون خیلی منطقی به نظر نمیرسید، اما اتفاقاً یکی از شیرینترین لحظات آن سفر شد. آنجا واقعاً میشد دید که موسیقی ایرانی و سازهایی مثل سنتور چطور میتوانند برای آدمها از هر فرهنگ و ملیتی جذاب و کنجکاویبرانگیز باشند.
از طرفی یکی از نوازندگان محلی که با فلوت سنتی کشورشان اجرا میکرد، در پایان برنامه ساز خودش را به عنوان یادگاری به آقای کاظمزاده، نوازنده کلارینت گروه ما، هدیه داد. آقای کاظمزاده هم در ادامه با همان نوازندگان مالایی یک اجرای بداهه و بسیار بهیادماندنی را با سازهایشان تجربه کردند.
به نظرم این اتفاقات چیزی فراتر از یک کنسرت یا اجرای موسیقی بود. دقیقاً همان جایی است که هنر نقش خودش را نشان میدهد؛ جایی که آدمها با زبانها و فرهنگهای مختلف، بدون نیاز به ترجمه، از طریق موسیقی با هم ارتباط برقرار میکنند و به هم نزدیکتر میشوند.
2.واکنش مخاطبان خارجی به آیینهای شب یلدا در این برنامه چگونه بود؟
پاسخ:یکی از اجراهای ما هم برای ایرانیان ساکن کوالالامپور و به مناسبت شب یلدا برگزار شد. خاطره جالبی که از آن برنامه در ذهنم مانده مربوط به خانمی بود که صاحب مکانی بود که ما در آن اجرا داشتیم. ایشون مالایی بودند و طبیعتاً با خیلی از رسمورسوم ایرانی آشنایی نداشتند.
بعد از اینکه سانس اول اجرای ما تمام شد، من گوشهای نشسته بودم و دیدم تعدادی از ایرانیهای حاضر در برنامه رفتند سراغ فال حافظ. این موضوع برای آن خانم خیلی جالب شده بود و مدام از من سؤال میپرسید. مثلاً میگفت این افراد دقیقاً چه کار میکنند؟ چرا بعد از شنیدن این شعر خندیدند؟ چرا واکنش اون یکی اینقدر متفاوت بود؟
من هم براشون درباره سنت فال حافظ و جایگاه حافظ در فرهنگ ایرانی توضیح دادم و گفتوگوی مفصلی بین ما شکل گرفت. برایشان خیلی جذاب بود که یک کتاب شعر میتواند تا این حد در زندگی و مناسبتهای مردم حضور داشته باشد.
در همان برنامه چند نفر از بچههای ایرانی مقیم مالزی هم نقالی و شاهنامهخوانی اجرا کردند. این بخش هم برای یکی از دوستان مالایی حاضر در مراسم بسیار جالب و حتی عجیب بود. بعد از اجرا مدت زیادی درباره شاهنامه، داستانهای آن و سنت نقالی با هم صحبت کردیم.
جالبتر اینکه بعد از بازگشت ما به ایران، همان دوست مالایی برایم پیام فرستاد و گفت هم دیوان حافظ تهیه کرده و هم شاهنامه، و مطالعه هر دو کتاب را شروع کرده است. برای من این اتفاق خیلی ارزشمند بود؛ اینکه یک اجرای موسیقی و یک شب فرهنگی توانسته بود کسی را از آن سوی دنیا به ادبیات و فرهنگ ایران علاقهمند کند.
3.سوال: اجرای شما در اندونزی در حضور رئیسجمهور، تجربهای استثنایی بود. آن شب چه حسی داشتید و چه چالشها یا نکات ویژهای در آن اجرا وجود داشت؟
واقعاً یکی از عجیبترین و غیرمنتظرهترین اجراهای ما بود. ما اصلاً نمیدانستیم قرار است رئیسجمهور اندونزی در برنامه حضور داشته باشد. با یک تصور کاملاً معمولی به محل اجرا رفته بودیم و فکر میکردیم مثل خیلی از اجراهای دیگر قرار است روی یک استیج استاندارد برنامه داشته باشیم.
اما وقتی به محل رسیدیم، دیدیم ماجرا کاملاً متفاوت است. آن روز در واقع یک فستیوال و حراج آثار هنری در یک گالری برگزار میشد و اصلاً فضای یک کنسرت معمولی را نداشت. که یهو تعداد زیادی خبرنگار وارد سالن شدند؛ آنقدر زیاد که همه ما تعجب کرده بودیم. فکر میکنم حدود ۲۰۰ خبرنگار آنجا حضور داشتند. همان موقع بود که فهمیدیم مهمان ویژه برنامه رئیسجمهور اندونزی هستند و قرار است اجرای ما را هم تماشا کنند.
طبیعتاً این اتفاق برای ما خیلی غافلگیرکننده بود، اما سعی کردیم بدون توجه به این هیجان و فضای خاص، اجرایمان را انجام دهیم. زمان اجرا هم خیلی کوتاه بود و فقط دو قطعه اجرا کردیم، اما خوشبختانه بازخوردها خیلی خوب بود. هم خبرنگاران استقبال خوبی نشان دادند و هم خود رئیسجمهور واکنش مثبتی به برنامه داشتند.
نکتهای که برای ما خیلی ارزشمند بود این بود که ایشان درباره گسترش همکاریهای فرهنگی و هنری میان ایران و اندونزی صحبت کردند و ابراز امیدواری داشتند که این ارتباطها بیشتر شود.
البته نزدیک شدن به ایشان خیلی ساده نبود و تیم حفاظتی اجازه ارتباط مستقیم نمیداد، اما در نهایت توانستیم چند عکس یادگاری بگیریم. بعداً هم متوجه شدیم که تصاویر و خبر این برنامه در رسانههای اندونزی بازتاب خوبی داشته است.
اما بامزهترین بخش ماجرا مربوط به پایان برنامه بود. رئیسجمهور بعد از دیدار کوتاهی که داشتیم، ایشون جملهی عجیب و البته خنده داری گفتن.گفتن که: «من هنوز با احمدینژاد رفیقم!» که خب خیلی غیرمنتظره و جالب بود.
4.سوال: در تورهای بینالمللی، گاهی شرایط آب و هوایی و محیطی میتواند چالشهای غیرمنتظرهای برای سازها ایجاد کند. آیا در طول تور مالزی و اندونزی با چنین مسائلی روبرو شدید؟
بله، اتفاقاً یکی از چالشهای جدی ما در این سفرها همین شرایط آبوهوایی بود. رطوبت بالای مالزی و اندونزی واقعاً روی سازها تأثیر میگذاشت و دردسرهای خودش را داشت.
یکی از مهمترین مشکلاتی که با آن روبهرو شدیم مربوط به تنبک آقای یوسفی، سرپرست گروه بود. به خاطر رطوبت زیاد، پوست تنبک شل شده بود و صدایی که از ساز درمیآمد اصلاً آن چیزی نبود که انتظارش را داشتیم. خودمان بین شوخی و جدی میگفتیم تنبک دیگر شبیه تنبک صدا نمیده و بیشتر صدای دبه س!
در اجراهای مالزی مجبور شدیم تا حدی سازبندی بعضی قطعات را تغییر بدهیم و از دف و داربوکا بیشتر استفاده کنیم تا این مشکل کمتر به گوش بیاید. خوشبختانه وقتی به اندونزی رسیدیم، یکی از ایرانیان مقیم آنجا که خودش نوازنده تنبک بود، سازش را در اختیار ما گذاشت. واقعاً هم خیلی به سازش رسیده بود و کیفیت صدای آن نسبت به تنبک قبلی خیلی بهتر بود.
آقای یوسفی چند اجرا را با همان ساز امانتی روی صحنه رفتند، اما خب همونطور که انتظار میرفت آن تنبک هم بعد از دو سه روز قرار گرفتن در آن آبوهوا کمکم تحت تأثیر رطوبت قرار گرفت و پوستش شل شد!
با همه این مشکلات، خوشبختانه توانستیم اجراها را بدون دردسر جدی به پایان برسانیم و برنامهها آنطور که باید برگزار شد. البته این تجربه برای ما یک درس مهم هم داشت؛ اینکه در تورهای خارجی، مخصوصاً در مناطق با شرایط آبوهوایی خاص، باید برای هر اتفاق فنی و غیرمنتظرهای آماده بود.
.سوال5: در اجرای موسیقی ایرانی برای مخاطبان خارجی، به خصوص در کشورهایی با فرهنگ موسیقیایی متفاوت مانند مالزی و اندونزی، چگونه رپرتوار اجرایی خود را انتخاب میکردید تا هم مورد استقبال قرار گیرد و هم بتوانید تواناییهای موسیقی سنتی ایران را به نمایش بگذارید؟
انتخاب قطعات برای مخاطبان خارجی واقعاً موضوع مهمی بود. از همان ابتدا میدانستیم که اگر بخواهیم فقط موسیقی دستگاهی اجرا کنیم، احتمالاً بخش زیادی از ظرافتها و پیچیدگیهای آن برای مخاطبی که هیچ آشنایی قبلی با موسیقی ایرانی ندارد قابل درک نخواهد بود.
برای همین سعی کردیم در بیشتر اجراها سراغ قطعات و تصنیفهایی برویم که ارتباط گرفتن با آنها راحتتر باشد. هدفمان این بود که اول مخاطب با فضای موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کند و بعد کمکم با جنبههای عمیقتر آن آشنا شود.
البته در بعضی برنامهها شرایط فرق میکرد. مثلاً در اجراهای رسمیتر، از جمله برنامهای که در حضور رئیسجمهور اندونزی داشتیم، تصمیم گرفتیم بخشی از توانایی واقعی موسیقی سنتی ایران و سازهای ایرانی را هم نشان بدهیم. برای همین من به همراه آقای امیر یوسفی قطعاتی از استاد مشکاتیان، استاد پایور و آقای آقایی را اجرا کردیم.
اتفاقاً بازخوردها هم خیلی جالب بود. یادم هست بعد از اجرای یکی از آثار استاد مشکاتیان، چند نفر از اعضای تیم صدابرداری که واقعاً هم حرفهای بودند، سراغ من آمدند و پرسیدند این قطعه چه بود. یکی از آنها جملهای گفت که هنوز در خاطرم مانده. میگفت: «صدای این ساز انگار از بهشت میآید!»
این فقط یک نمونه از واکنشهایی بود که در طول سفر با آن روبهرو شدیم. چیزی که برای ما جالب بود این بود که با وجود تمام تفاوتهای فرهنگی و موسیقایی، خیلی از مخاطبان با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار میکردند. شاید زبان ما را نمیفهمیدند، اما احساس و حالوهوای موسیقی را کاملاً دریافت میکردند و همین برای ما ارزش زیادی داشت.
6.چه شباهتهای فرهنگی در موسیقی بین ایران و مالزی/اندونزی دیدید؟یا بهتره بگم اصلا شباهتی وجود داشت یا نه؟
با واکنشهایی که از مردم مالزی و اندونزی دیدیم، به نظرم با وجود همه تفاوتهایی که در سلیقه موسیقایی و فضای شنیداریمان وجود دارد، یکسری نقاط مشترک هم بین ما هست. حداقل چیزی که ما در این سفر احساس کردیم این بود که آنها خیلی خوب با موسیقی ما ارتباط برقرار میکردند و از طرف دیگر ما هم نسبت به موسیقی و فرهنگ شنیداری آنها کنجکاو شده بودیم.
اتفاقاً همین موضوع باعث شد یک شب در هتل محل اقامتمان در کوالالامپور به فکر یک ایده جالب بیفتیم. تصمیم گرفتیم برای قدردانی از مردم مالزی، یکی از قطعات معروف و محبوب خودشان را اجرا کنیم. چون شناخت زیادی از موسیقی مالزی نداشتیم، از کارکنان پذیرش هتل کمک گرفتیم و از آنها خواستیم چند قطعه شناختهشده را به ما معرفی کنند.
همان شب چند ساعت وقت گذاشتیم، قطعات را گوش کردیم و روی یکی از آنها کار کردیم. فکر میکنم حدود دو سه ساعت بیشتر طول نکشید، اما در همان مدت کوتاه قطعه را آماده کردیم و روز بعد روی صحنه اجرا شد.
چیزی که برای ما جالب بود، واکنش مخاطبان بود. آنها اصلاً انتظار نداشتند یک گروه ایرانی قطعهای از موسیقی کشورشان را اجرا کند و همین موضوع باعث شد خیلی سریعتر با ما ارتباط بگیرند. به نظرم این یکی از ویژگیهای زیبای موسیقی است؛ اینکه گاهی بدون نیاز به زبان مشترک، میتواند آدمها را به هم نزدیک کند و یک ارتباط صمیمی بین فرهنگهای مختلف به وجود بیاورد.
7.آیا به نظرتون موسیقی ایرانی قابلیت جهانی تر شدن دارد؟چگونه؟
بعد از این سفر و بازخوردهایی که از مخاطبان گرفتیم، من بیشتر از قبل به این نتیجه رسیدم که موسیقی ایرانی ظرفیت خیلی بالایی برای حضور در عرصه بینالمللی دارد. واقعاً در چند موقعیت مختلف دیدیم که مخاطب خارجی، حتی بدون اینکه شناخت قبلی از موسیقی ما داشته باشد، میتواند با آن ارتباط برقرار کند.
البته درباره مسیر جهانی شدن موسیقی ایرانی دیدگاههای مختلفی وجود دارد و طبیعی هم هست که هر کسی از زاویه خودش به این موضوع نگاه کند. این چیزی که میگویم صرفاً نظر شخصی من است و شاید همه با آن موافق نباشند.
به نظر من هویت اصلی موسیقی ایران همچنان در موسیقی دستگاهی ریشه دارد و نباید از این موضوع فاصله بگیریم یا آن را نادیده بگیریم. این بخش از موسیقی ما حاصل سالها تجربه، دانش و فرهنگ موسیقایی است و ارزش بسیار زیادی دارد.
اما از طرف دیگر فکر میکنم اگر هدفمان این است که مخاطب بیشتری در دنیا با موسیقی ایران آشنا شود، شاید لازم باشد در قدم اول از آثاری استفاده کنیم که برای شنونده غیرایرانی قابلفهمتر و ارتباطپذیرتر باشند. وقتی مخاطب از این مسیر جذب شد و با فضای موسیقی ما ارتباط گرفت، آن وقت راحتتر میشود او را با لایههای عمیقتر موسیقی دستگاهی و ظرافتهای آن آشنا کرد.
حداقل چیزی که من در این سفر تجربه کردم این بود که مخاطب خارجی کاملاً آماده شنیدن موسیقی ایرانی هست؛ فقط باید راه مناسبی برای معرفی آن پیدا کنیم.
اجرا در رادیو ملی کشور اندونزی
8.در پایان، مهمترین چیزی که این سفر به شما یاد داد چه بود؟
به معنای واقعی کلمه، در این سفر برای من روشن شد که موسیقی یک زبان مشترک بین همه فرهنگهاست. درست است که فرهنگها با هم فرق دارند و طبیعتاً سلیقهها و سبکهای موسیقی هم متفاوت میشود، اما در نهایت موسیقی هنوز یکی از بهترین و شاید زیباترین راهها برای ارتباط گرفتن بین آدمها و فرهنگهای مختلف است.
حتی اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، موسیقی فقط برای سرگرمی یا اجرا نیست. میتواند یک زبان برای بیان مفاهیم انسانی باشد؛ از همدلی و پیامهای بشردوستانه گرفته تا اعتراض، اتحاد و خیلی احساسات و ایدههای دیگر. به نظرم همین ویژگی رو باید بهش توجه کرد و ازش استفاده کرد.
ویرایش نظر
متن این نظر را ویرایش کنید؛ نسخهی ویرایششده جایگزین متن اصلی میشود.